چرا "دور از خدا" سيد ذاكر رو شهيد ذاكر خطاب مي كنه؟
عكس هايي از مزار و خود شهيد ذاكر و عكس هايي از مسجد مقدس جمكران
|
|
|
|
|
بسم رب المهدي اشهد ان امير المؤمنين علي ولي الله لعن الله قاتليک يا فاطمه الزهرا سلام الله عليها 9 ربيع الاول سالروز آغاز امامت معسوب الدين صاحب العصر و الزمان (عج) و مضروب نمودن عمر لعنت الله عليه که منجر به هلاکت رسيدنش توسط حضرت ابولولو شد مبارک باد تو ای سنی که به ما می گویی زنا زاده برو و طریقه حج رفتن پیامبر (ص) و بدعتی که عمر در حج مستحب قرار داده را بخوان... لعنت خدا بر کسانی که در دین خدا بدعت ایجاد کردند... ... شرم از نگاهش کن مشو صد رنگ و صد رو مهدي بسي ناراحت از صد چهرگان است اي که هر دم، دم ز مولا مي زني پس چرا وقت عمل جا مي زني؟ اي که گويي در پناه مهدي ام مستحق يک نگاه مهدي ام نام مهدي، جان من بازيچه نيست عاشق مهدي خدا داند که کيست اي که اظهار ارادت مي کني در خفا صد ها جنايت مي کني ذکر يا مهدي ز هر ذکري نکوست دوستي با او جواز آبروست ما نه اندر عشق بازي جاهليم ما براي عشق حرمت قائليم هر کسي چشم انتظار مهدي است بي تکلف ريز خوار مهدي است اوست عين احمد، احمد عين اوست مه غباري از کف نعلين اوست هر که قائل نيست بر امر ظهور بي شعور است،بي شعور است،بي شعور انتظار او همه درد است درد هر که با مهدي بود مرد است مرد انتظار او همه فيض است فيض دشمن او نطفه حيض است حيض ... امام مهدي ( عج ) : من مايه امان اهل زمينم ؛ چنان که ستارگان مايه امان اهل آسمان اند . __بحارلانوار ، ج 78 ، ص 38__
قال اميرالمؤمنين(عليهالسلام): اللهم اجز عمر لقد ظلم الحجر و المدر. مولا اميرمؤمنان(عليهالسلام) فرمودند: خدايا عمر را به جزای اعمالش برسان پس همانا او بر سنگها و ريگ بيابانها ظلم كرد. __ الجمل، شيخ مفيد: ص 71__
قال اميرالمؤمنين(عليهالسلام): ما عادی احد قوما اشد من معادات عمر لاهل بيت الرسول؛ هيچ كس با هيچ قومی به شدت عمر(لعنت الله عليه) با اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله) دشمنی نورزيد. __ كامل، شيخ بهايی: ج 2، ص 13__ سلام بر ارباب غريبم، آقا جان خيلي وقت بود سعادت اين رو به من گناهکار نداده بودين تا از شما بنويسم. آقا ممنونم اجازه دادين تا در چند خط باز هم به شما اظهار ارادت کنم. آقا جان امروز مادرتون حضرت زهرا سلام الله عليها خوشحال هستند، امروز همه ي ائمه و پيامبران خدا خوشحال هستند، امروز خدا بار ديگر به شما افتخار مي کند، امروز همه موجوداتي که ارزش و مقام شما آل پيامبر (ص) رو درک مي کنند خوشحال هستند، آقاي من امروز شيطان فقط ناله و شيون مي کند، امروز دشمنان شما مخصوصا کساني که مسبب اصلي ظلم به شما آل الله هستند يعني عمر و ابوبکر _که لعنت خدا تا روز قيامت بر آنها باد_ بيشتر از روزهاي ديگر دچار عذاب هستند، آقا امروز زمين و آسمان به اينکه وعده خدا يک روزي عملي مي شود بيشتر ايمان پيدا کردند، آقا در 5 سالگي بار سنگين ما شيعيان به دوش شما گذاشته شد، آقا شما چه قدر صبر دارين، آقا از ته قلبم ميگم شما خداي صبر و معرفت هستين. مگر در برترين کتاب آسماني خدا يعني قرآن کريم سرنوشت اقوام گذشته رو نخوانديم که پيامبرانشان بعد از چند سال از دست امت خود خسته شدند و از خدا خواستند تا مردمشان رو عذاب کنند؟ پس چگونه مي شود شما 1170 سال بي ديني و نافرماني امت ناخلف خود را مي بينيد و تنها کاري که مي کنيد دعا براي اصلاح شدنان است؟ به مظهر قدرت خدا، علي(ع) قسم همانا شما اگر مانند پيامبران گذشته بوديد تا امروز بايد چندين هزار بار وعده عذاب الهي بر اين زمين ِ گناهکار نازل شده بود و اثري از من و ما نمانده بود... آقا جان شما چه کسي هستيد؟ به خداي زمين و آسمان قسم هيچ کس در اين دنيا نمي تواند بزرگي و مقام شما رو درک کند. آقا جان، اي يادگار مادر مظلوممان، اي يادگار ميخ در و پهلوي شکسته، اي يادگار گريه هاي بلند مرتبه ترين زن عالم، اي يادگار امامت و ولايت، اي يادگار ذوالفقار، مگر نه اينکه مولاي ما علي (ع) در روزي که سگان هاري که قلاده ي آنها را شيطان در دست داشت بي بي را بين در و ديوار مجروح کردند تنها به اميد گسترده شدن سفره عدالت و رهبري شما به ذوالفقار نگاه کردند و براي زنده ماندن اسلام 25 سال صبر کردند؟! مگر نه اينکه مادر غريبمان بين در و ديوار شما رو صدا زدند؟! مگر نه اينکه همه اوليا و امامان آمدند تا زمينه آمدن شما را فراهم کنند اما اين مردم بي خرد ندانستند که با ظلم به شما اهل بيت در واقع به خودشان ظلم کردند؟! مگر نه اينکه هر روز بي بي براي فرج شما دعا مي کنند؟! مگر نه اينکه سيد و سالار شهيدان حضرت حسين بن علي (ع) منتظر شما هستند تا انتقام خون شهداي کربلا را از عمريان عالم بگيريد؟! مگر نه اينکه ديگر اثري از شيعه نمانده جز هاله اي از اعتقاداتي که همه و همه در حال فراموشي هستند؟! مگر نه اينکه همه ي ما از سني ها سني تر شده ايم؟! مگر نه اينکه شيعيان به جاي دفاع از شما از حرام زادگاني دفاع مي کنند که پدر و دايي و پدر بزرگشان يک نفر است؟! مگر نه اينکه ديگر ياد کردن از شما اهل بيت گناهي بزرگ و بدگويي از شما باعث تحسين مي شود؟! مگر نه اينکه سني هاي زنا زاده هر ظلمي در حق شيعيان روا مي دارند و کساني که مي توانند کاري کنند ساکت نشسته اند؟! مگر اين نيست؟؟ تو اي شيعه جواب مرا بده، چرا خود را فراموش کرده اي؟؟ چرا يادت رفته که حضرت زهرا سلام الله عليها تا آخرين دقايق عمر پر برکت خود به فکر ما بودند که مبادا گرفتار بي ديني نشويم ؟! مگر نمي بيني امام ِ تو در تنهايي و غربت از دست اعمال تو خون گريه مي کند؟! مگر نمي بيني ناموس شيعه را يک مشت زنا زاده و حرام زاده مي فروشند اما همه ساکت نشسته اند؟! مگر نمي بيني ما را مجبور مي کنند با دشمنانمان سازش کنيم؟! تو به من بگو چه فرقي بين صهيونيست و سني هست؟ مگر نه اينکه هر دو مي خواهند شيعه را نابود کنند؟! تو اي شيعه کمي تفکر کن، چرا صهيونيست و آمريکا با اعراب روابط بسيار خوبي دارد؟! مگر نمي گويند آنها مسلمان هستند؟؟ مگر نمي گوييم مشکل صهيونيست با اسلام است پس چرا با اعراب رفاقت دارند؟! آري درست است آنها مي دانند اسلام واقعي در فرهنگ و اعتقاد شيعه است نه در يک مشت چرندياتي که مفتي هاي سني از زبان شيطان مي گويند!! آيا از اعتقادات وهابي ها چيزي مي داني؟؟ آيا يک بار به فتواهاي وهابي ها توجه کردي؟! اگر جوابت خير است يه بار هم شده به خاطر خودت برو و ببين، برو و ببين که انگليس براي رسيدن به اهداف خود 2 اعتقاد بزرگ شيعه يعني فرهنگ عاشورا و فرهنگ انتظار را مانع مي ديد و وهابيت را بيش از 800 سال پيش ساخت تا به اهداف خود برسد؟! هان اي شيعه!! چرا بازيچه دست دشمنانت مي شوي؟! اي شيعه چرا نشسته اي تا سني ها برايت تصميم گيري کنند؟ چرا ما نمي خواهيم درک کنيم که سني ها بر عکس ما دارند شيعه را نابود مي کنند اما ما دم از وحدت شيعه و سني مي زنيم؟! کدام وحدت؟؟ در کجاي دين ما آمده تا با کفار و دشمنان خود وحدت داشته باشيم؟؟ مگر خدا در آيه 57 سوره مبارکه مائده نمي فرمايد؟؟ " اي اهل ايمان، با آن گروه از اهل کتاب و کافران که دين شما را به فسوس و بازيچه گرفتند دوستي مکنيد و از خدا بترسيد اگر به او ايمان آورده ايد" و مگر خدا در آيه 61 سوره مبارکه مائده نمي فرمايد؟؟ "و چون آنان در نزد شما مؤمنان آيند اظهار کنند که ما ايمان آورده ايم و حال آنکه آنها با همان کفر و انکار که در آمدند باز بيرون شدند و خدا به نفاقي که در درون دل پنهان ميدارند داناتر است" مگر اين حرام زاده ها دين ما را به مسخره نگرفته اند؟ مگر هر روز يک فتواي جديد در مقابله و مخالفت با شيعه از خودشون نمي گويند؟ مگر به اسم کميته هاي امر به معروف زائران شيعه را در شهر پيامبر مورد آزار و اذيت و ضرب و شتم قرار نمي دهند؟؟
پس چرا ساکت نشسته اي؟؟ پس چرا براي آمدن امام و مولايت تلاش نمي کني؟؟ پس چرا امام خود را تنها گذاشته اي؟؟ پس چرا دل حضرت زهرا (س) را هر روز مي شکني؟؟ پس چرا به فکر مهدي (عج) نيستي؟؟ چرا هم به خودت و هم به او ظلم مي کني؟؟ تو اي ظالم چگونه مي خواهي در روزي که حضرت زهرا (س) شيعيان خود را شفاعت مي کنند از ايشان بخواهي تا تو را شفاعت کنند؟؟ اصلا چه کار کرده اي که ادعاي شيعه بودن مي کني؟؟ تويي که ذره اي خشم و غضب به دشمنان اهل بيت نداري چه طور مي خواهي اهل بيت دست تو را بگيرند؟؟ تو چه مي داني بر خانه وحي در 3 جمادي الثاني سال 11 ه.ق چه گذشت؟؟ تو چه مي داني بر اهل بيت در 3 جمادي الثاني هر سال چه مي گذرد؟ تو چه مي داني مادرم زهرا (س) تنها با داشتن 18 سال تنها به جرم پيروي از پيامبر خدا (ص) چه سختي هايي را تحمل کردند؟؟ تو چه مي داني مادرم منتظر است تا فرزندش بيايد و انتقام آل الله را بگيرد؟؟ و تو اي "دور از خدا" هيچ از اهل بيت و مصائب و ظلمهايي که بر ايشان روا داشته اند نمي داني پس تو را به خدا قسم مي دهم که تو ديگر به اهل بيت ِ پيامبر (ص) ظلم نکن و ظالم نباش، تو غمخوار اهل بيت باش و از دشمنان اهل بيت بيزاري بجوي تا شايد کمي زخم دل هاي اهل بيت (ع) التيام يابند. مگر خدا در آيه 58 سوره مبارکه مائده نمي فرمايد؟؟ " و چون شما نداي نماز بلند کنيد آن را مسخره و بازي فرض کنند،زيرا آن قوم مردمي بي خرد و نادانند" قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهري تو اي سني، اي کسي که نطفه ات در دشمني با اهل بيت بسته شده است همانا بايد با عاشقان حضرت زهرا سلام الله عليها و زائران بقيع دشمني کني، تو چه مي داني مقام حضرت زهرا سلام الله عليها چقدر است؟ تويي که عمر را از پيامبر (ص) افضل تر مي داني چه مي داني مولا علي (ع) که بود؟ تويي که به يکي از بزرگترين دروغگوهاي عالم مي گويي ابوبکر صديق چه مي داني گريه براي امام حسين (ع) يعني چه؟! تويي که لقب امير المؤمنين که به گفته پيامبر خدا (ص) و همه ائمه تنها برازنده و لايق مولا علي (ع) است به هر بي سر و پا و حرام زاده اي مي دهي چه مي داني صلح امام حسن (ع) يعني چه؟ تويي که عمر را مي پرستي چه مي داني صحيفه سجاديه چيست؟! تويي که در دينت کاري به اسلام نداري و هر کسي که شد مفتي، حکم او را حکم خدا مي داني چه آگاهي از علم خدايي باقر العلوم (ع) داري؟ تويي که وقتي يک مفتي وهابي مي گويد: "بستن کمربند ايمني حرام است چون از قضا و قدر الهي جلوگيري مي کند" حکم او را بدون تفکر قبول مي کني چه مي داني امام صادق (ع) چه علمي داشتند و چه شاگرداني تربيت کردند؟! تويي که به خاطر تعصبي تهي که انگليسي ها در سر تو انداخته اند هر جسارتي را به اهل بيت مي کني چه مي داني فرو بردن خشم امام موسي کاظم (ع) يعني چه؟! تويي که تنها چيزي که به تو بخشيده مي شود آتش دوزخ است نبايد هم بداني امام جواد (ع) چه شخصيتي بودند! تويي که شيطان از طريق مفتي ها تو را هدايت مي کند نبايد هم، کاري با امام هادي (ع) داشته باشي! و شما اي سرور و مولاي من، امام حسن عسکري (ع)، شمايي که به اراده خدا در مدت 5 سال امام مهدي (عج) را براي بر عهده گرفتن وظيفه بزرگ و الهي اش آماده کرديد دلتان غم نداشته باشد شايد تعداد کساني که از عمق وجودشان فرزندتان را دوست مي دارند کم باشد اما مثل دشمنان شما نيستند که فرزندتان را انکار کنند بلکه با جان و دل او را صدا مي زنند تا دوست دارانش را از غم دوري نجات دهد. و تو اي کسي که مي گويي مهدي (عج) يک روزي به دنيا مي آيد برو و به آيه هاي 2 و 3 سوره مبارکه بقره توجه کن که خداوند کريم و رحمان مي فرمايند: "اين کتاب که هيچ شک در آن نيست، راهنماي پرهيزگاران است_2_ آن کساني که به جهان غيب ايمان آرند و نماز به پا دارند و از هر چه روزيشان کرديم به فقيران انفاق کنند" و تو چه مي داني که منظور از جهان غيب همان اعتقاد به وجود و ظهور امام زمان (عج) است و اصلا نبايد بداني تا در ظلمت و تاريکي وجود خود بميري. و تو اي شيعه!! اين را بدان که هر بي سر و پايي نمي تواند شيعه باشد پس قدر اين لطف بزرگ خدا را به خود بدان و شکرگذار اين نعمت باش تا خدا تو را از وجود اهل بيت (ع) محروم نکند. و آري او مي آيد تا حق را بر تمام عالم اجرا کند و دين محمد (ص) را پياده کند. در پايان وظيفه خودم مي دونم از نحوه به هلاکت رسيدن عمر لعنت الله عليه مطلبي هرچند کوتاه بنويسم، انشالله ذکر لعن بر عمر و دشمنان اهل بيت هر روز بر زبان ما جاري باشه. اگر دوستان يادشون باشه منتخبي از احاديثي که در مورد ثواب لعن و بيزاري جستن از دشمنان اهل بيت بود را براتون گذاشتم که اگر مي خواهيد يکباره ديگه مطالعه کنيد لطفا اینجا کلیک کنید. برای دیدن مطالبی در مورد عمر لعنت الله علیه لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 7:37 بعد از ظهر توسط هادی یه کسی دور از خدا
|
|
||
|
|
|
|
|
صاحب كامل الزيارات نقل كرده است كه از عبدالله بن بكير گفت: با امام صادق(عليه السلام) از مدينه به طرف مكه میرفتيم به منزل عسفان رسيديم عبور ما به كوه سياهی افتاد كه بسيار وحشتناك بود به امام صادق(عليهالسلام) عرض كردم يا ابن رسول الله (عليهماالسلام) چقدر اين كوه وحشتناك است. حضرت فرمود: يابن بكير آيا میدانی اين كوه چه كوهی است؟ عرض كردم: نه. فرمودند: به اين كوه كَََََََََََََََََََََََََََمَد میگويند و بر سر وادی از وادیهای جهنم واقع است و در اين كوه قاتلين پدرم معذبند و... تا اينكه حضرت میفرمايند: من از اين كوه در سفرهايم عبور نكردهام و بر سر اين كوه توقف نكردهام مگر آن كه هر بار آن دو غاصب را در اينجا ديدهام كه به من استغاثه میكنند و از من كمك میخواهند. من نيز نگاهی به قاتلين سيدالشهداء (عليهالسلام) میاندازم و به آن دو میگويم اينها كاری را انجام دادند كه شما دو نفر اساسش را گذاشتيد و... از اين دو نفر دومی (لعنة اللهعليه) تضرع و زاری بيشتری میكند و من گاهی اوقات اينجا در مقابل دومی میايستم تا مقدار كمی از زخمهای دلم و داغهای قلبم تسلی يابد. حديث مفصل است كه در اينجا خلاصه حديث آورده شد منبع: كامل الزيارات: باب 32، ص 103، ح 7، طبع قديم ـ باب 108 نوادر الزيارات: ص 539، ح 2، چاپ جديد. امام حسین(ع): مهدی را با سکینه و وقار، شناخت حلال و حرام، نیاز همگان به او و بی نیازی او از همه خواهید شناخت. ای خدای عاشورا! داغ فرزندان حسین(ع) و مصیبت شیعه را به ظهور حضرت منتقم تسلی بخش
سلام بر حسین(ع)، سلام بر مهدی، سلام بر محرم، سلام بر عاشورا، سلام بر تن های بدون سر، سلام بر سرهای بر نیزه، سلام بر تل زینبیه، سلام بر عمه صبور ارباب بی یاورمون، سلام بر مادر غریبم زهرای مرضیه(س) که شب عاشورا در بیابان کربلا خارها را از روی زمین جمع کردند تا روز عاشورا نوه هایشان پاهایشان را روی خارها نگذارند، سلام بر اول مظلوم عالم پدرم مولا علی (ع)، شاه مردان، ولی خدا بر تمام عالم و تنها کسی که به گفته فرزنش صادق آل محمد(ص) لایق لقب امیر المومنین هستند، سلام بر دستان بریده حضرت عباس بن علی(ع)، سلام بر پیکر تکه تکه شده حضرت علی اکبر(ع)، سلام بر حنجر حضرت علی اصغر(ع) که به وسیله تیر دشمنی با علی و آل علی(ع) پاره شد، سلام بر آخرین نماز حسین(ع)، سلام بر لبهای تشنه اهل بیت حسین(ع) که در هر حال فقط رضا و خشنودی خدا را طالب بودند، سلام بر زین العابدین(ع) که به امر و اراده خدا بیمار بودند تا درخت ولایت و امامت مولا علی(ع) همچنان به رشد و عالم گیر شدن خود ادامه دهد، سلام بر کلام مولایم حسین(ع) که فرمودند: خدایا قائم ما را از پرده غیبت بیرون آورد و آنگاه او از ستمگران انتقام گیرد، سلام بر انتظار محمد و آل محمد(ع) برای ظهور حجت خدا تا انتقام خون شهدای کربلا را از یزیدیان عالم بگیرد، سلام بر بی بی 3ساله که مولا علی(ع) در مورد ایشان فرمودند: خیلی ها می خواهند نام نوه ام (حضرت رقیه-س-) را محو کنند اما من پشتیبان او هستم. سلام بر کسی که از غم و دوری پدر شهید شد، سلام بر دختری که پدر را می خواست اما به دستور یزید حرام زاده به جای پدر سر پدر را به او دادند، سلام بر سلام بر دختر 3 ساله ای که شهید ذاکر در مدح او گفت: دختر ارباب ما مشکل گشایی می کند *** این 3ساله در دل ما ها خدایی می کند... مگر می شود از خدای دل هایمان حاجتی بخواهیم اما او به ما ندهد؟ مگر می شود رقیه بنت الحسین نگران حال شیعیان ِ جدش نباشد؟ مگر می شود رقیه (س) مانند حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) غمخوار شیعیان نباشد؟ اصلا مگر می شود از کربلا و از عاشورا گفت اما از بی بی 3 ساله نگفت؟ مگر می شود فردی حسینی باشد اما فرزندش رقیه ای نباشد؟ مگر می شود زنده بود و به زیارت حضرت رقیه(س) نرفت؟ مگر می شود به یاد مهدی(عج) بود و از رقیه(س) نگفت؟
شهید ذاکر می گفت: کارم شده گدایی کار تو دلربایی***از عشق روی ماهت آخر شوم فدایی حق بر دلم نوشته کوی تو صد بهشته***با خاک چادر تو آب و گلم سرشته بی بی چه با صفایی تو لیلی خدایی***نیروی بازوان عباس باوفایی نامت برای زینب گردیده اسم اعظم***حقا که تو هستی آموزگار مریم ... مگر میشود پدرش حسین(ع) را به او قسم داد و حاجت نگرفت؟ مگر میشود از عشق ِ او به پدرش چیزی نگفت؟ مگر میشود از سیلی که به او زدند حرفی نزد؟ آخر او هم فرزند کسی است که حرامیان مادرش را در کوچه سیلی زدند اما به خاطر اسلام نه او حرفی زد نه همسرش اول مظلوم عالم، آخر شما ای کوفیان، ای اهل مدینه، ای شامیان مگر یهودی بودید یا اصلا به خدا اعتقاد نداشتید که این خبط و خطاها را در حق اهل بیت پیامبر (ص) انجام دادید، به خدای مهدی(عج) قسم که او می آید تا از تک تک شما بی دینان و کافران انتقام بگیرد، ای بدترین مردم عالم لقب حرام زاده هم برای شما زیاد است، ای حیوان صفتان تاریخ، ای کسانی که با اهل بیت پیامبر(ص) کاری را کردید که بدترین و درنده ترین حیوانات عالم هم آن را انجام نمی دادند، ای شمایی که به اهل بیت پیامبر(ص) میگفتین خارجی، ای کسانی که مسلم برادرزاده مولای ما علی(ع) را به بدترین شکل با لب تشنه شهید کردید، ای کسانی که 70 هزار نامه فرستادید اما نشان دادید ذره ای ایمان به دین پبامبر خاتم ندارید و پیمان شکستید، همگی شما منتظر باشید تا فرزند حسین(ع) انتقام سختی از شما بگیرد، ای کسانی که به یزید سگ باز، شراب خوار و زناکار می گفتین امیر المومنین همانا شما لایق امثال عمر و ابوبکر و عثمان و معاویه هستید تا به اندازه یک پشه هم برای دنیا و آخرتتان دلسوزی نکنند نه مولا علی(ع) که به اندازه یک دانه گندم به کسی ظلم نکرد، نه حسین بن علی(ع) که به خاطر خدا و دین محمد(ص) و شما حرام زادگان قیام کرد. همانا شما از آن 120 هزار نفری بودین که در غدیر خم با مولایمان علی(ع) بیعت کردند اما فقط 7 نفر بر سر بیعت خود ماندند هستید، لعنت خدا بر شما که دل زهرای پیامبر سرور زنان جهانیان را خون کردین، لعنت خدا بر شما که هیچ وقت به دل و با میل و رغبت خود اسلام نیاوردید، لعنت خدا بر شما که 18 نفر از اهل بیت پیامبر را شهید کردید، و ای حرام زادگانی که میگوئید کریم اهل بیت، امام حسن بن علی(ع) قیام نکرد اما چرا حسین بن علی(ع) قیام کرد؟ یاران امام حسن(ع) همان هایی بودند که که در روبروی حسین(ع) ایستادند، مگر حسن بن علی(ع) تا به میدان نبرد با معاویه حرام زاده نرفتند اما وقتی از یاران خود پرسیدند که آخرت را می خواهید یا دنیا را، همه به جز انگشت شماری گفتند دنیا را می خواهیم. ای حرامیان شما هیچ وقت لایق نعمت بزرگ ائمه نبودین و خدا نیز آن نعمت را از شما گرفت تا امثال عمر و معاویه بر شما خلافت کنند تا شما را به راه باطل هدایت کنند.مگر خدا در قرآن کریم نفرموده که سرنوشت هیچ قومی را تغییر ندادیم مگر به خواسته ی خودشان. پیامبر آمد تا به راه راست هدایت شوید اما شما خودتان از راه راست خود را منحرف کردید. حضرت محمد فرمودند که 2 چیز در بین شما به امانت می گذارم یکی قرآن و دیگری اهل بیتم و این دو هیچ وقت از هم جدا نمی شوند تا روز قیامت و هرکس به این دو چنگ بزند در روز قیامت جزء رستگاران خواهند بود، این شما بودین که دست از اهل بیت برداشتین تا خودتان راه را به سوی جهنم منحرف کنین. و ای سنی و وهابی تویی که به مولا علی(ع)، حضرت زهرا(س)، حسن بن علی(ع) و حسین بن علی(ع) توهین و فحاشی میکنی و اما غایب ما را منکر میشوی بدان که او می آید و به لطف و عنایت الهی و انجام شدن وعده خدا جواب توهین های تو را می دهد آن وقت برو در کنار عمر و عبدالوهاب(لعنت الله علیهما) در جهنم مشغول توهین به اهل بیت باش چون تویی که دلت را سیاهی و غضب به اهل بیت فراگرفته حتی در آتش جهنم هم از افکار کفرآمیز خود دست بر نمیداری. ای کافر تویی که مولا علی را فرد بی ارزش و فقیر می خوانی منتظر باش تا خدا فقر واقعی را در روز قیامت نشانت دهد. راستی ای سنی دلم برایت می سوزد که این همه حقیر و نادان هستی که دل به یک زنا زاده داده ای که جدمادری او دایی و پدر او هم هست و مادرش خواهر و عمه اش هم هست و البته که چنین نسبی را سزاست که وصی پیامبر(ص) را دشمن باشد و بیعت خود را با او در غدیر خم منکر شود و زمینه جنایت کربلا را فراهم آورد. به خدا قسم، به بزرگی و جلال و غضب خدا قسم، به یگانگی و بخشندگی خدا قسم که تو ای عمر و ای پیروان عمر ذره ای از اسلام کسب نکرده اید و سزای بی حرمتی شما را به اهل بیت ارباب غریبم خواهد داد.
و باز هم شهید ذاکر می گفت: دوستش دارم یه عالمه دختر پادشاهمه**گدایی در ِ شما کار هزار تا حاتمه هزار تا حاتم هم کمه کا رتموم عالمه... اگر چه شهره هستم به درد بی نوایی**به قالی سلیمان ندارم اعتنایی چرا که من غبار قالی روزه هاتم**غلام حلقه گوش و نوکر نوکراتم ان کلب الرقیه***ان کلب الرقیه یه چیزی در آخر بگم امام حسین (ع) شهید شد تا زمینه ساز اومدن ارباب بشه. لعن الله قاتلیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 10 دی1387ساعت 9:38 بعد از ظهر توسط هادی یه کسی دور از خدا
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم رب الزهرا سلام الله علیها شبي در محفلي ذکر علي بود شنيدم عارفي فرزانه فرمود اگر دست علي دست خدا نيست چرا دست دگر مشکل گشا نيست؟ اگر دوزخ به زير پوست داري نسوزي اگر علي را دوست داري اگر مهر علي در سينه ات نيست بسوزي گر هزاران پوست داري اول اینکه بزرگترین عید دنیا عید سعید غدیر خم روزی که حجت بر مردم عالم از جن و انس تموم شد رو به حضرت زهرا (س) و فرزند غریبشون امام عصر (عج) تبریک میگم و بعد اینکه چندتا آیه از قرآن کریم در مورد حضرت علی (ع) براتون گذاشتم و بعدش نسب عمر لعنت الله علیه رو از دیدگاه شیعه و سنی رو براتون گذاشتم. انشاالله با خواندن نسب اون لعنتی بیشتر به اهل بیتمون افتخار کنیم و لعن هایی که بر دشمنان اهل بیت می فرستیم بیشتر و بیشتر بشه. ضمنا هرکی حاجتی داره می تونه توی این شب ها بگیره ها. تمام اهل بیت خوشحال هستن و آماده عیدی دادن به شیعه هاشون. سوره مبارکه مائده آیه 67: سوره مبارکه مائده آیه 55: سوره مبارکه مائده آیه 56: سوره مبارکه مائده آیه 3: سوره مبارکه نساء آیه 59: سوره مبارکه بقره آیه 207: یه هدیه هم براتون دارم. یه آهنگ زیبا در مورد مولا علی (ع). حتما دانلود کنین و گوش بدین. در کتاب شاخه طوبي صفحه 1 عالم جليل القدر شيخ يوسف بحراني و محمد بن السايب کلبي و ابي مخنف لوط بن يحيي ازدي در کتاب صلاة در معرفت صحابه و کتاب التنقيح در نسب صريح روايت کرده اند از عبدالله بن سيابه که او گفت: نکاح شبه از اقسام نکاح حلال است و متولد از شبهه و زنا نجيب تر است از ولد فراش و گاه در بعضي نسبتها کراماتي اتفاق مي افتد که مناسب حال و سزاوارشان اوست از ارتباط نسبت بعضي به بعض و عرب فخر مي کرد اگر اين قسم نسبت در خودشان يا در چهارپايان ايشان بود. شاعري در تعريف شتر خود گفت: ... و نيز از کتاب مثالب محمد بن السايب نقل شده که بعد از زناي نفيل با صهاک عبدالعزيز بن رياح نيز با وي مواقعه کرد و خطاب منتسب به اين دو نفر است. ابن حجاج ِ شاعر مي گويد: و همچنين در جلد سوم شرح نهج البلاغه مرحوم خويي در صفحه 50 آمده است که علامه حلي در کشف الحق گفته است : کلبي از رجال اهل سنت است که در کتاب مثالب گفته است: صهاک کنيزي حبشي متعلق به هاشم بن عبدمناف بوده است که نفيل پسر هاشم با او نزديکي کرده و پس از او عبدالعزي پسر رياح با او نزديکي کرد، سپس صهاک پسري زاييد به نام نفيل که عمر بن خطاب است. نسب عمر از کتب شيعه: علامه مجلسي رحمة ا... عليه از بعضي از اصحاب، از محمد بن شهر آشوب و غير او مطلبي را نقل کرده که مطابق با حديث منقول از حضرت امام صادق (ع) است و آن حديث چنين است که مجلسي فرموده: در کتاب عقد الدرر از يکي از اصحاب ديدم که روايت کرده به اسنادش از علي بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از حسن بن محبوب از ابن زيات از حضرت امام صادق (ع) که آن حضرت فرمود: صهاک کنيز عبدالمطلب بود و صاحب کفل، شترچران و از اهل حبشه. اين کنيز به نکاح مايل بود، نفيل جد عمر او را خواست و عاشق او شد، در چراگاه شتران با صهاک نزديکي کرد. صهاک به دختري به نام حنتمه باردار شد. چون حنتمه را زاييد از اهل و نزديکان ترسيد، او را در پارچه اي پشمين پيچيد و بين حشم داران مکه انداخت. هشام بن مغيرة بن وليد او را پيدا کرد و به منزلش برد و تربيت کرد و او را حنتمه نام گذاشت و اخلاق عرب بود که هر کس يتيمي را بزرگ مي کرد او را به فرزندي مي گرفت. چون حنتمه بزرگ شد خطاب به او نظر انداخت و ميل کرد و او را از هشام خواستگار شد و با او تزويج کرد و عمر از او متولد شد. پس خطاب پدر و جد مادري و دايي عمر است و حنتمه مادر و خواهر و عمه اوست و در اين معني شعري به حضرت امام صادق (ع) نسبت داده شده است. ابنه اي بودن عمر از کتب اهل سنت: " کان سيدنا عمر مابونا! " ابن سعد در بحث استخلاف عمر مي گويد: منبع: طبقات الکبري جلد 3 صفحه 289 چاپ بيروت سال 1377 ه.ق (1957 ميلادي) بخاري در صحيح خود چاپ هند مي گويد: کان سيدنا عمر مأبوناً و يتداوي بماء الرجال ابن حجر عسقلاني در فتح الباري شرح بخاري چاپ بولاق براي توجيه اين مطلب مي گويد: منبع: مستدرک الوسائل جلد 10 ، صفحه 400 اين در حالي است که در بسياري از روايات آمده مردم ابوبکر، عمر و عثمان را "امير المؤمنين" مي ناميدند و آنها نيز هيچگاه به اين مسئله اعتراض نکردند و بلکه از اين لقب راضي نيز بودند. عمر: " اي کاش ... ! " به روايت بخاري ابن عباس مي گويد: منبع: صحيح بخاري 2/179 باب مناقب عمر و نيز در روايت ديگري که در اين زمينه از ابن عباس روايت شده و نامبرده به عمر بشارت بهشت داده، عمر گفت: منبع: کنز العمال به نقل از عبدالرزاق طيالسي احمد حنبل و ابن سعد 12/676 همچنين به روايت ابن سعد آمده: عمر گفت: اي کاش من چيزي نبودم، اي کاش فراموش شده بودم آنگاه خورده آشغالي که همانند کاه يا چوب بود از لباسش برگرفت و گفت اي کاش من مثل اين بودم. منبع: طبقات ابن سعد 3/262 و عمر گفت: اي کاش من قوچ خانواده بودم و آن قدر مرا مي پروراندند که چاق ترين قوچان مي نمودم آنگاه هرکس را دوست مي داشتند به ديدار آنها مي آمد و بر آنها وارد مي شد پس مرا مي کشتند و مقداري از گوشتم را مي پختند و مقدار ديگرش را سرخ مي کردند پس مرا مي خوردند و در حال ... بودن مرا خارج مي نمودند و من آدم نبودم. منبع: حليه الاولياء: ابو نعيم 1/52 – منهاج السنه: ابن تيميه به شرح فوق و اعتراف به صحت آن. و نيز در روايت عمر به هنگام ضربه خوردن از حضرت ابولولو (رحمة الله عليه) گفت: منبع: حليه الاولياء: ابو نعيم 1/52 – منهاج السنه: ابن تيميه به شرح فوق و اعتراف به صحت آن. و در روايت متقي هندي به جاي "آنچه بين آسمانها و زمين است" "آنچه خورشيد بر آن تابيده" آمده است. منبع: کنز العمال 12/677 به نقل از ابن مبارک، ابن سعد، الغريب ابوعبيد، کتاب عذاب القبر بيهقي لحظات آخر قبل از مرگ عمر: مرحوم آيت ا... سيد هاشم بحراني رحمة ا... عليه در کتاب مدينة المعاجز مي نويسد: منبع: مدينة المعاجز جلد 2 صفحه 95، فصل الخطاب في تاريخ قتل عمر بن خطاب صفحه 85، حديقة الشيعه نوشته مقدس اردبيلي در فصل مطاعن عمر مرگ عمر حضرت ابولولو رحمة ا... عليه (قاتل عمر) مدتي قبل از مضروب نمودن عمر ضمن نامه اي به عمر شکل سرپوشيده و بدون آنکه عمر غرض او را بفهمد حکم و سزاي کسي را که نسبت به مولا و آقاي خود جسارت و همسر او را مورد هتک و آزار و فرزند او را به قتل برساند سوال نمود و اقدام آينده خود را مستند به حکم خود ِ او ساخت. منبع: طريق الارشاد ، صفحه 456 حضرت ابولولو (رحمة ا... عليه) هنر و حرفه آهنگري خود را به خدمت گرفت و خنجري دو سر که قبضه آن در وسط قرار داشت تهيه نمود، تا اينکه بنابر قول صحيح و مشهور در نزد شيعه در سحرگاه روز دوشنبه 9 ربيع الاول سال 23 هجري قمري در حاليکه عمر تازيانه به دست در حال امر کردن نمازگزاران بود که صفوف خود را منظم نمايند (استووا استووا صفوفکم) . منبع: طبقات الکبري جلد 3 صفحه 341- فتح الباري جلد 7 صفحه 49 – کنزالعمال جلد 12 صفحه 679 خود را به وي رسانده و با سه ضربه کاري شکم خليفه را تا خاصره (سه بنده) او شکافت و در حاليکه عده اي از نزديکان و اطرافيان عمر قصد دستگيري و حمله به او را داشتند با زخمي کردن 13 نفر ديگر از آنان از محل حادثه گريخت و عمر بعد از آنکه سه روز در بستر افتاده بود در سن 55 سالگي به هلاکت رسيد. منبع: بحار الانوار جلد 29 صفحه 530 در اين جا لازم است اين نکته را متذکر شويم که: اگر چه اهل تسنن سعي نموده اند اين مطلب را در کتابهاي خود ثابت کنند که عمر به هنگام مضروب گرديدن در مسجد بوده است و اقدام حضرت ابولولو (رحمة ا... عليه) را به خاطر قتل عمر در مسجد مورد تخطئه قرار دهند. اما بر فرض که اين قول صحيح باشد نکته اي که در رو قول آنها که مي گويند حضرت حضرت ابولولو (رحمة ا... عليه) کافر و يا مجوسي و يا نصراني بوده است از همين مطلب مي توان اثبات کرد که به نقل علامه مجلسي رحمة ا... عليه اگر حضرت حضرت ابولولو (رحمة ا... عليه) کافر بوده در حاليکه از زمان حيات پيامبر اکرم(ص) ورود کفار به شهر مدينه ممنوع گرديده بود. پس حضرت حضرت ابولولو (رحمة ا... عليه) چگونه در شهر مدينه زندگي ميکرد؟ و اساسا اگر حضرت ابولولو (رحمة ا... عليه) کافر بوده در مسجد و آن هم در صف اول نماز جماعت چه کار مي کرد؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 24 آذر1387ساعت 6:15 بعد از ظهر توسط هادی یه کسی دور از خدا
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم رب علی شیر خدا لعنت خدا بر دشمنان اهل بیت مخصوصا عمر ، ابوبکر، عثمان و معاویه ارباب ازتون ممنونم که به من این اجازه رو دادین که از دوستی و عشق به شما بنویسم. یا اهل بیت دریابید من ِ گناه کار را. حقیقتش من دیدم این چند وقته یه سری سنی ِ بی دین و یاوه گو دارن یه سری چرت و پرتایی میگن که خودشون هم نمی دونن از کجا میگن پس تصمیم گرفتم که از این سنی ها بگم و از عشق به اهل بیت و تنفر از دشمنان اهل بیت. این مطلب شاید طولانی باشه اما یک سری از احادیث (با ذکر منبع در آخر مطلب) در مورد عشق به اهل بیت و تنفر به دشمنانشون هست که با خواندن این احادیث مطمئنا خواهید دید که لعن بر دشمنان اهل بیت چه قدر فضیلت داره. انشاالله ما لعن بر دشمنان اهل بیت رو برای شادی اهل بیت بگیم نه برای ثوابش... ضمنا این مژده رو هم به عشاق اهل بیت بدم که مطلب بعدی ِ من در مورد نسب عمر لعنت الله علیه هست، بابا این عمر دیگه کیه؟؟ دست ِ هرچی حروم زاده و زنا زاده هست از پشت بسته
حالا تا مطلب بعدی عکس عمر رو براتون می ذارم تا اگه خواستین شناساییش کنین دچار اشتباه نشین- اینم عکس عمر:
برای دریافت فایل ِ PDF تولی و تبری کلیک کنید تولی و تبری در اصطلاح «تولی» به معنی اعتقاد به امامت و خلافت ائمه اطهار(عليهمالسلام) و اظهار دوستی و علاقه نسبت به ايشان و «تبری» به معنی دشمنی و بيزاری از دشمنان آنان و لعن و نفرين بر آنهاست. تولی و تبری دو امر ضروری دين اسلام و از جمله واجبات الهی است و هر مسلمان وظيفه دارد تا با استفاده از دلايل عقلی و نقلی به اين دو موضوع همانند ساير واجبات الهی اعتقاد پيدا كند. آنچه كه در فرهنگ اهل بيت(عليهمالسلام) و سيره عملی آنان در روايات وارد شده و عبارات فراوانی كه در كتب ادعيه و زيارات از ايشان نقل شده است خود گواه ديگری بر اهميت و جايگاه والای تبری و تولی در مكتب تشيع و اسلام راستين است. در اين نوشتار سعی داريم با بيان احاديثی معتبر از ائمه طاهرين(عليهمالسلام) گامی هر چند كوتاه در جهت معرفت هر چه بيشتر نسبت به اهل بيت (عليهمالسلام) و شناخت بيشتر نسبت به مخالفان و دشمنان اهل بيت (عليهمالسلام) و نيز اهميت و فضيلت لعن بر مخالفان ايشان برداشته باشيم.
فأسئل الله الذی اكرمنی بمعرفتكم و معرفة اوليائكم و رزقنی البرائة من اعدائكم ان يجعلنی معكم فی الدنيا و الآخرة
1ـ قال الرضا (عليهالسلام): كمال الدين و لا يتنا و البرائة من عدونا [1] علی بن موسی الرضا(عليهالسلام) فرمودند: كمال دين ولايت ماست و برائت از دشمنان ما. 2ـ به امام صادق(عليهالسلام) عرض شد كه شخصی شما را دوست دارد اما در برائت از دشمن شما ضعيف است. در ادامه حضرت فرمودند: هيهات كذب من ادعی محبتنا و لم يتبرء من عدونا؛ هرگز چنين نيست؛ دروغ ميگويد هر كس كه ادعا میكند دوست ماست ولی از دشمن ما بيزاری نجويد.[2] 3ـ نبی اكرم(صلی الله عليه و آله) به اصحابش فرمودند: ای بنده خدا دوست بدار به خاطر خدا و دشمن بدار به خاطر خدا و دوست بگير به خاطر خدا و دشمن بگير به خاطر خدا؛ پس به درستی كه ولايت خدا به كسی نمیرسد مگر از اين راه و كسی طعم ايمان را نمیچشد اگر چه نماز و روزه زياد به جا آورد مگر از راه تولی و تبری و امروز بيشترين دوستیها و دشمنی های مردم به خاطر دنياست و اين دوستی و دشمنی دنيايی ذرهای پيش خداوند تعالی ارزش ندارد. راوی عرض كرد: چگونه بدانم دوستی و دشمنی من به خاطر خداست؛ دوست خدا كيست تا او را دوست بدارم و دشمن خدا كيست تا او را دشمن بدارم؟ پيامبر اكرم(صلی الله عليه و آله) به سوی مولای ما اميرالمؤمنين علی بن ابيطالب (عليهالسلام) اشاره فرمودند و فرمودند آيا علی را میبينی؟ راوی گفت: بله. پس فرمودند: دوست بدار دوست علی(عليه السلام) را چون دوست علی(عليهالسلام) دوست خداست است و دشمن بدار دشمن علی(عليهالسلام) را چرا كه دشمن علی(عليهالسلام) دشمن خداست سپس در ادامه فرمودند: وال ولي هذا و لو انه قاتل ابيك و ولدك و عاد عدو هذا و لو انه ابوك او ولدك؛ دوست بدار دوست مولا علي را هر چند آنكه قاتل پدر و فرزندان تو باشد و دشمن بدار دشمن مولا علي را هر چند او پدر و فرزندانت باشند.[3] 4ـ روزی كميت خدمت امام صادق(عليهالسلام) رسيد و شعری خواند. سپس عرض كرد ای آقای! من سوالی دارم، حضرت فرمودند: بگو. عرض كرد سؤالم درباره آن دو خبيث اولی و دومي (لعنت الله عليهما) است. حضرت فرمودند: ای كميت تا روز قيامت به اندازه خون حجامت خونی در اسلام ريخته نشود و مالی حرام كسب نشود و عمل شنيع زنا انجام نگيرد مگر اين كه همه به گردن اين دو باشد و... . [4] 5ـ قال الصادق(عليهالسلام): من شك في كفر اعدائنا و الظالمين لنا فهو كافر؛ هر كس در كفر دشمنان ما و كسانی كه به ما ظلم كردند شك داشته باشد، خودش كافر است. [5] 6ـ قال الصادق(عليهالسلام): من لم يعرف سوء ما اتی علينا من ظلمنا و ذهاب حقنا و ما ركبنا به فهو شريك من اتی الينا فيما ولينا به؛ كسی كه نفهمد و نشناسد آنچه را كه بر ما وارد شد و از ظلمی كه بر ما روا شد و حقی كه از دست ما رفت و... پس او شريك با ظالمين است.[6] 7ـ ابو حمزه ثمالی از علي بن الحسين(عليهالسلام) در مورد آن دو خبيث سؤال كرد. فقال(عليهالسلام): كافران، كافر من تولاهما. امام (عليهالسلام) فرمودند: هر دو كافرند و هر كسی كه آن دو را دوست بدارد كافر است. [7] 8ـ ابن ادريس از امام صادق(عليهالسلام) نقل میكند كه: فردای قيامت رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) از لب پرتگاه جهنم همراه با اميرالمؤمنين و حسن و حسين(عليهماالسلام) عبور مینمايند شخصی از داخل جهنم فرياد میزند و سه مرتبه برای نجات خود به نبی اكرم(صلي الله عليه و آله) استغاثه میكند ولی جواب نمیشوند بار ديگر سه مرتبه به اميرالمؤمنين(عليهالسلام) استغاثه میكند، پس جواب نمیشنود. پس ندا میدهد يا حسين يا حسين يا حسين اغثني انا قاتل اعدائك؛ يا حسين! من را نجات بده، من دشمنان تو را كشتم. در آن هنگام رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) به امام حسين(عليهالسلام) میفرمايند: برای تو دليل آورد؛ پس امام حسين(عليهالسلام) چون عقاب تيز پرواز او را نجات میدهد. راوی میپرسد: آن شخص كيست؟ حضرت فرمودند: مختار است. سپس راوی با تعجب سؤال میكند: چرا با آتش عذاب میسوزد با اينكه از قاتلين ابا عبدالله الحسين(عليهالسلام) انتقام گرفت؟ حضرت فرمودند: به دليل اينكه در قلب مختار ذرهای از محبت آن دو نفر وجود داشت. به خدا قسم اگر جبرائيل، ميكائيل و اسرافيل در قلبشان چيزی از حب اين دو باشد با صورت داخل آتش افكنده میشوند.[8] 9ـ قال اميرالمؤمنين(عليهالسلام): اللهم اجز عمر لقد ظلم الحجر و المدر. مولا اميرمؤمنان(عليهالسلام) فرمودند: خدايا عمر را به جزای اعمالش برسان پس همانا او بر سنگها و ريگ بيابانها ظلم كرد.[9] 10ـ قال اميرالمؤمنين(عليهالسلام): ما عادی احد قوما اشد من معادات عمر لاهل بيت الرسول؛ هيچ كس با هيچ قومی به شدت عمر(لعنت الله عليه) با اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله) دشمنی نورزيد. [10]
1ـ امام سجاد(عليهالسلام) فرمود: من لعن الجبت و الطاغوت لعنة واحدة كتب الله له سبعين الف الف حسنه محي عنه سبعين الف الف حسنه و رفع له سبعين الف الف درجه و من امسي يلعنهما لعنه واحده كتب له مثل ذلك؛ كسی كه يك بار لعنت كند جبت و طاغوت را خداوند تعالی هفتاد ميليون حسنه برای او مینويسد و هفتاد ميليون گناه از پرونده اعمالش پاك ميكند و هفتاد ميليون درجه بر درجات او میافزايد و هر آن كس كه روز و شب بر او بگذرد در حالی كه آن دو را لعنت كند همان حسنات برای او نوشته میشود. ابو حمزه ثمالی گفت: بعد از شهادت علی بن الحسين(عليهالسلام) خدمت مولايم امام باقر(عليهالسلام) رسيدم و اين حديث را به محضرشان عرضه داشتم فرمودند: بله اين چنين است ای ثمالی! آيا دوست داری برای تو اضافهتر بگويم؟ عرضه كردم بلی يا مولای. پس فرمودند: كسی كه يك بار آنها را در صبح تا شام لعنت كند گناهی بر وی نوشته نمیشود. ابوحمزه گويد: بعد از شهادت امام باقر(عليهالسلام) به محضر مقدس امام صادق(عليه السلام) رسيدم و حديث پدر و جد مكرمش را خدمتش عرضه داشتم. حضرت فرمودند: يا ابوحمزه! مطلب حق و صحيح است، سپس فرمودند برای لعنت كننده يك ميليون درجه بالا میبرد و در ادامه فرمودند: ان الله واسعٌ كريم.[11] 2ـ قال رسول الله(صلي الله عليه و آله) من تاثم ان يلعن من يلعنه الله فعليه لعنة الله؛ كسی كه احساس گناه كند از لعن كردن شخصی كه خدا او را لعنت كرده، پس لعنت خدا بر او باد. [12] 3ـ قال الصادق(عليهالسلام): نحن معاشر بني هاشم نأمر كبارنا و صغارنا بسبهما و البرائة منهما؛ ما بنی هاشم بزرگ و كوچك خود را امر میكنيم به ناسزا گفتن به آن دو نفر و بيزاری جستن از آنان. [13] 4ـ شيخ ابوالحسن مرندی از شيخ حر عاملی صاحب وسائل شيعه(رحمةاللهعليهما) نقل میكند: اميرالمؤمنين(عليهالسلام) در حال طواف كعبه بود مردی پرده خانه كعبه را گرفته و صلوات بر محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) میفرستاد، حضرت بر او سلام نمود. بار دوم حضرت او را ديدند ولی سلام نكردند. آن مرد عرض كرد يا اميرالمؤمنين! چرا اين بار به من سلام ننموديد؟ حضرت فرمود: نخواستم تو را از ذكر لعن كه اين بار میگفتی باز دارم. چرا كه لعن از صلوات بر محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) بالاتر است. [14] در روايت ديگری آمده است: مرد خياطی دو پيراهن نزد امام صادق(عليهالسلام) آورد و عرض كرد: من هنگام دوختن يكی از اين دو پيراهن صلوات بر محمد و آل محمد میفرستادم و هنگام دوختن ديگری لعن بر دشمنان محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) میفرستادم. شما كداميك را اختيار مینماييد؟ امام صادق(عليهالسلام) پيراهنی را كه با ذكر لعن دوخته شده بود انتخاب نمودند و فرمودند: من اين پيراهن را بيشتر دوست دارم.[15] 5ـ امام صادق(عليهالسلام) بعد از هر نماز واجب چهار مرد و چهار زن را لعن میفرمود: عمر، ابابكر، عثمان و معاويه، عايشه، هند، حفصه، ام حكم خواهر معاويه. [16] 6ـ اميرالمؤمنين(عليهالسلام) فرمود: والله اگر اين امت روی خاك بايستند با پای برهنه در حالی كه بر سر خود خاكستر ريخته باشند و گريه و زاری كنند و بر كسانی كه آنها را گمراه كردهاند و راه خدا را بستهاند و مردم را به سوی جهنم خواندهاند؛ لعنت كنند باز اين امت در لعن و بيزاری كم كاری كردهاند. [17] در روايات فراوانی آمده است كه عوالمی وجود دارد كه عدد آنها بيش از تعداد جن و انس است و اهالی آن عوالم تماما لعنت میكند آن دو نفر را.[18] 7ـ قال رسول الله(صلي الله عليه و آله)... ان من عظيم ما يتقرب به خيار املاك الحجب و سماوات صلاة علی محبينا اهل البيت و اللعن لشانئينا؛ نبی اكرم(صلي الله عليه و آله)فرمودند: ... به درستیكه بالاترين چيزی كه برای بهترين ملائكه آسمانها و ملكوت باعث تقرب به خداوند تعالی میشود، درود بر محبين اهل بيت (عليهمالسلام) و لعن بر دشمنان اهل بيت(عليهمالسلام) است.[19]
آنچه در روايات به آن تصريح شده است آن است كه انتقام از غاصبين خلافت و پيروان ايشان در چهار مرحله صورت میگيرد: 1ـ انتقام در عالم برزخ. 2ـ انتقام در زمان رجعت. 3ـ انتقام در زمان ظهور. 4ـ انتقام در قيامت كبری.
صاحب كامل الزيارات نقل كرده است كه از عبدالله بن بكير گفت: با امام صادق(عليه السلام) از مدينه به طرف مكه میرفتيم به منزل عسفان رسيديم عبور ما به كوه سياهی افتاد كه بسيار وحشتناك بود به امام صادق(عليهالسلام) عرض كردم يا ابن رسول الله (عليهماالسلام) چقدر اين كوه وحشتناك است. حضرت فرمود: يابن بكير آيا میدانی اين كوه چه كوهی است؟ عرض كردم: نه. فرمودند: به اين كوه كَََََََََََََََََََََََََََمَد میگويند و بر سر وادی از وادیهای جهنم واقع است و در اين كوه قاتلين پدرم معذبند و... تا اينكه حضرت میفرمايند: من از اين كوه در سفرهايم عبور نكردهام و بر سر اين كوه توقف نكردهام مگر آن كه هر بار آن دو غاصب را در اينجا ديدهام كه به من استغاثه میكنند و از من كمك میخواهند. من نيز نگاهی به قاتلين سيدالشهداء (عليهالسلام) میاندازم و به آن دو میگويم اينها كاری را انجام دادند كه شما دو نفر اساسش را گذاشتيد و... از اين دو نفر دومی (لعنة اللهعليه) تضرع و زاری بيشتری میكند و من گاهی اوقات اينجا در مقابل دومی میايستم تا مقدار كمی از زخمهای دلم و داغهای قلبم تسلی يابد. حديث مفصل است كه در اينجا خلاصه حديث آورده شد.[20]
اميرالمؤمنين(عليهالسلام) میفرمايند: من كه علی بن ابيطالب بنده خدا و برادر پيامبر هستم [در زمان رجعت] باز میگردم و دشمنانم و قاتلين فرزندم محسن(عليهالسلام) را زنده میكنم و آنان را به عنوان قصاص به قتل میرسانم. [21]
تو را ابولؤلؤ میكشد در حالی كه توفيق خداوندی شامل حال او شده و به خدا سوگند كه داخل بهشت میشود بر خلاف ميل تو. شما دو نفر در كنار قبر رسول الله(صلي الله عليه و آله) دفن میشويد و تا آخرالزمان كسی جز شما دو نفر در آنجا دفن نمیشود تا وقتی شما دو نفر را فرزندم مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشريف) خارج كرد كسی شك در وجود شما دو نفر نكند چون اگر شما در بين مسلمين در بقيع دفن شويد مردم شك میكنند و گويند اشخاص زيادی تا به حال اين جا دفن شدهاند، سپس شما را به درخت میزنند و بعد آتشی را كه خانه مرا با آن به آتش كشيديد میآورند و با آن آتش شما را میسوزانند و خاكستر شما را بر باد میدهد. امام زمان(عليهالسلام) امر میفرمايد تا خاكستر آنها جمع شوند؛ آنگاه گناهان اين دو را يك يك از زمانی كه قابيل هابيل را كشت تا شهادت حضرت سيدالشهداء(عليهالسلام) و تمامی گناهان و جناياتي كه از زمان حضرت آدم تا زمان ظهور حضرت مهدی(عليهالسلام) انجام شده بر گردن اين دو بار میشود.[22]
عرض كردم بيشتر بفرماييد؟ حضرت فرمودند سه دسته هستند در قيامت كه خداوند نظر رحمت به آنها نمیكند و آنها را عفو نمیكند و عذاب اليم برای آنهاست. عرض كردم: آنان كيانند؟ فرمودند: مردی كه ادعای امامت كند در حالی كه خداوند او را تعيين نفرموده و كسی كه طعنه زند به امام منصوب از جانب خدا و كسی كه گمان كند كه اين دو نفر از اسلام بهره و نصيبی بردهاند. عرض كردم: فدايت گردم راجع به اين دو نفر مطلبی بيشتر بفرماييد. حضرت فرمودند: ای اسحاق برای من فرقی نمیكند و در نظر من يكسان است اينكه كسی آيه محكهای از قرآن را محو كند يا پيامبری خاتمالمرسلين را انكار كند يا انكار خدا نمايد يا خويش را بر اميرالمؤمنين (عليهالسلام) مقدم كند. عرض كردم بيشتر بفرماييد. حضرت فرمودند: در جهنم زمينی است به نام «سقر» كه هنوز نفس نكشيده از روزی كه خدا او را خلق كرده اگر خداوند اجازه دهد كه نفس بكشد به اندازه سوراخ سوزن تمام آنچه روی زمين است میسوزد و تمام اهل جهنّم از گرمای سقر و بوی بد و لجن آنجا و آنچه خدا آماده كرده از عذاب برای اهلش در عذاب هستند. در آن وادی كوهی است كه تمامی اهل سقر از شدت گرما و... آن كوه به خدا پناه میبرند. در آن كوه درهای است كه تمام اهل آن كوه از حرارت و.. آن دره به خدا پناه میبرند و در آن دره چاهی است كه باز تمامی اهل دره از آتش و... آن چاه به خدا پناه میبرند و در آن چاه ماری است كه تمامی اهل چاه از حرارت و عذاب آن مار به خدا پناه میبرند. در شكم آن مار هفت نفر هستند؛ پنج نفر از امم سابقه و دو نفر از اين امت. اما از امم سابقه قابيل، نمرود، فرعون، يهود كه يهوديت را بنيانگذار و بولس كه نصرانيت را بنانهاد و از اين امت عمر و بابكر (لعنة اللهعليهما). در روايتی است كه تمامی اهل تابوت و جوف مار يعنی اين هفت نفر از عذاب دومی در عذابند. [23] اینجا هم منابع مطلب رو آوردم که سني ها نگن از خودتون حرف در آوردين -------------------------------------------------------------------------------- [2] - بحارالانوار: ج 27، ص 58 ، ح 19. [3] - علل الشرايع: ج 1، باب 119. [4] - رجال كشی: ص 135 ـ بحارالانوار: ج 47، ص 323، حديث 17. [5] - اعتقادات صدوق باب اعتقاد فی الظالمين: ص 103 ـ بحارالانوار: ج 8، ص 336 و ج 27، ص 62. [6] - عقاب الاعمال صدوق: باب عقاب ناصب، حديث 6 ـ بحارالانوار: ج 8، ص 336 و ج 27، ص 55، حديث 11. [7] - تقريب المعارف ابي صلاح حلبي: ص 237 ـ بحارالانوار: ج 69، ص 128، باب 101، كفر مخالفين. [8] - بحارالانوار: ج 45، ص 339، حديث 5. [9] - الجمل، شيخ مفيد: ص 71. [10] - كامل، شيخ بهايی: ج 2، ص 13. [11] - شفاء الصدور في شرح زيارت عاشورا: ذيل فراز اللهم حص انت اول ظالم بلعن مني... [12] - رجال كشی: ج 2، ص 811، رقم 1012. [13] - رجال كشی: ص 135 ـ بحارالانوار: ج 47، ص 323، حديث 17. [14] - مجمع النورين و ملتقي البحرين: ص 208. [15] - امارة الولاية: ص 51 ـ و تعليقه شفاء الصدور: ج 2، ص 48. [16] - تهذيب: ج 2، ص 321 ـ كافی: ج 3، ص 342 ـ بحارالانوار: ج 30، ص 397 از تهذيب و... . [17] - بحارالانوار: ج 30، ص 126 از اسرار آل محمد (صلي الله عليه و آله). [18] - بصائر الدرجات ، صفار: جزء 10، باب 14. [19] - تفسير الامام: ص 295 ـ بحارالانوار: ج 65، چاپ بيروت، ص 37، حديث 79. [20] - كامل الزيارات: باب 32، ص 103، ح 7، طبع قديم ـ باب 108 نوادر الزيارات: ص 539، ح 2، چاپ جديد. [21] - كتاب حضرت محسن(عليهالسلام): ص 58. [22] - برای مطالعه بيشتر ر.ك: حلية الابرار: ج 2، باب 28 ـ بحارالانوار: ج 53، ص 1ـ36. [23] - جامع الاخبار: ص 402. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 27 آبان1387ساعت 6:36 بعد از ظهر توسط هادی یه کسی دور از خدا
|
|
||